ایام عید...
ایام عید نزدیك است.
آرام بخندید مبادا صدایتان به خانه غریب مدینه برسد.
بانوی خانه ی علی در بستر است.
نفس كشیدن برایش،بسی دشوار..
راستی نمبدانم این روزها چه كسی موهای زینب را شانه میزند..
آرام بخندید دل حسن آشوب است.
كوچه،در،دیوار...خدای من دستی بلند است بر روی مادر.آری تمام این ها مدام در ذهنش مرور میشود..
آرام بخندید تشنه لب كربلا خردسال است..
السلام علیك یا بقیه الله، آقا جان آجرك الله فی هذه المصیبه..
آرام بخندید مبادا صدایتان به خانه غریب مدینه برسد.
بانوی خانه ی علی در بستر است.
نفس كشیدن برایش،بسی دشوار..
راستی نمبدانم این روزها چه كسی موهای زینب را شانه میزند..
آرام بخندید دل حسن آشوب است.
كوچه،در،دیوار...خدای من دستی بلند است بر روی مادر.آری تمام این ها مدام در ذهنش مرور میشود..
آرام بخندید تشنه لب كربلا خردسال است..
السلام علیك یا بقیه الله، آقا جان آجرك الله فی هذه المصیبه..

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 19:45 توسط کاظم
|
سلام من کاظمم چند وقتی بود که از دنیا و آدماش دل کنده بودم ولی به خودم اومدم و دیدم دنیا ارزش این همه کینه و دشمنی رو نداره